خرید بک لینک
حس عجیبیه که یه نفر رو بعد ۱۲ سال که برات مثل یه چاه عمیق و امن بوده که هربار سرت رو فرو کردی توی سوراخِ تاریک و دوست داشتنی و دوری که از خودش برات ساخته بود تا از رازهایی براش بگی که جرات نداشتی با آدمای واقعی اطرافت ازشون حرفی بزنی رو از نزدیک ببینی! حسی سرگردون بین غم و شادی، شادیِ لمس کردن و فشار دادنش به خودت و غمِ چشماش که هی نگاهش رو ازت می دزدید و من با اینکه میدونستم اذیت میشه دلم میخواست تمام حالتای صورتش رو با جزییات توی اون چندساعت به خاطرم بسپارم، چون من یه خاطره بازِ لاشی و احمقم که ترجیح میدم وسط یه مشت یادگاری ول بچرخم تا آدمای واقعی!+ موهامو هنوز نشُستم چون بوی دستای تورو گرفته! در این حد پلشت و تباهم/. کتابت شد در مورخه ۱۴۰۱/۰۸/۲۷ساعت 12:17علیمردان خان| |

برچسب: نویسنده: رویا صادقی تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 14:37

صفحه بندی